Dark

ادامه بده 

خواهش میکنم 

ادامه بده

نبر

کم نیار 

 

خواهش میکنم کم نیار

التماست میکنم

ادامه بده

 

بعدا بهتره

قول میدم بهت 

قول میدم

 

خیلی سخته

خیلی سنگین

هرچقدر بگم نمیفهمی

 

برای اولین بار

حس میکنم دارم کم میارم

 

خدای لعنتی

خدایی که هیچوقت نیستی

خدای عوضی

 

اه از این همه پوچی

از این همه درد

از دویدن و نرسیدن

از سالها جنگیدن و فرار کردن

چی از جونم میخوای

تمومش کن بره

 

خیلی سنگین بود

روحم خرد شد

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ولش کن اصلا فکر نکن 

ولی مگه میشه اصلا فکر نکرد

نمی دونم

پرش ذهنی زیاد دارم

بهتره یه مدت الکی چرت و پرت بنویسم تا مغزم خالی بشه

زیادی فکر میکنم

 

وضعیت معده و رودم جالب نیست

بخاطر این چند وقت اخیر انگار دارم زخم معده میگیرم

همه این اتفاقات حدودا یک ماه و نیم

که پیش اومده

وضعیت دندون هامم داغون 

هم استرس هم کمبود مواد غذایی

 

چی بگم دیگه

دارم سعی میکنم راه حل پیدا کنم

فقط راه حلم کنده فقط

کاش بتونم خودم نجات بدم

 

بعد از سه سال توی ولیعصر قدم زدم

انقدر که پام میسوزه 

هوا خیلی سرد شده 

امیدوارم خوابم ببره

چه شب طولانیه

نمی تونم بخوابم 

به دو دلیل

سردمه

در بسته رفته 

گشنمه

در بسته رفته 

نمی تونم برم بیرون خرید کنم

 

دلم میخواد برم خونه

 خونه ای که وجود نداره 

خونه برادرم

 

معدم می سوزه از گرسنگی

چیزی نیست بخورم

 

 

دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم

همه میگن تو چقدر مقاومی ولی

خدا شاهده

درونم غمگین

فقط سعی میکنم تنهایی گریه کنم کسی نبینه

 

نمی فهمی لعنتی نمی فهمی چی میگم

کاش

کاش

کاش

 

کاش حداقل یکم مهربون بود 

کاش انقدر سرد نبود

کاش یه پتو اضافه داشتم

کاش یه نفر دیگه کنارم بود به صدای نفس هاش گوش میکردم

وقتی اطرافم یه نفر هست که نفس میکش

صدای نفس هاش دوست دارم

 

 

خودخواه

ظالم

بی عاطفه 

رذل

می دونم 

می دونم 

باور کن می دونم

می دونی چی رو مخمه

هرکسی به من می رسه میخواد نصیحتم کن

چه دوستم

چه برادرم

چه حتی این وکیل

 

ولی هیچکدومشون توی موقعیت من نبودن تا حالا

وقتی داشت میرفت ساعت ۱:۳۰ دقیقه شب بود

می دونست اینجا سرده

دم در بهم گفت

قول بده  چراغ گاز روشن نمیکنی که گرم بشی

گفتم باشه قول میدم

 

 

الان فکر میکنم

زیادم فکر بدی نیستا

تهش چیه گاز گرفتگی

بی درده نه؟

 

 

سرما نمیزاره بخوابم

 

تنها نشستم توی دفتر وکالت پلاک ۹۶ 

ساعت ۳ شب

دارم از گرسنگی نون لواش میخورم 

 

دفترش یه خونه ویلایی دو طبقه بزرگه

که شوفاژ هاش قدرت گرم کردن خونه رو ندارن

هوا سرده

و من فقط یه پتو مسافرتی نازک دارم

 

روی یه مبل کاناپه شو سفت نشستم

لواش مزه خاک میده

تنهام

 

چی شد؟

پروندم یادت میاد؟

پرونده طلاقم

که شوهرم میخواست منو بکش

کلی رفیق گردن کلفت نظامی داشت

یه نفر 

یه وکیل به من معرفی کرد

و متاسفانه اون وکیل از من خوشش اومد

 

و می دون قدرت پرداخت هزینه طلاق ندارم

این وکیل بشدت قویه و کارهای غیر ممکن میکن

البته با رابطه و آشناهایی که داره

 

هیچی دیگه الان ساعت سه شب تنها تو دفترش نشستم

اقا رفت که بچه هاش تنها نباشن

 

 

معلومه دیگه

مگه راه دیگه ای هم داشتم؟

نه حرف مفت نزن

من بین خودکشی و این

این انتخاب میکنم

نمی فهمی برای زنده موندن جنگیدن یعنی چی

 

 

 

حس خاصی ندارم

دلگیرم از خدا

سردمه

گشنمه

به ژان والژان

و تناردیه ها فکر میکنم

 

و اینکه بازی سرنوشت 

روی مخمه

 

 

  • The National Suicide Prevention Lifeline: 1-800-273-8255